
کربلا نرفتم حتی برای یک بار ولی هروقت که تصویر تو را میبینم گویی در کربلا هستم
یادم میاید که چگونه عباس وار عاشق ناموست بودی
یادم میاید چگونه مانند وهب عاشقانه از همسرت خداحافظی کردی و در ره عشقی جاودانه سر تعظیم فرود آوردی
یادم میاید که چگونه مانند حرّ لحظه ای غفلت نکردی و آزادگی را به خاری ترجیح دادی
یادم میاید که چگونه از حقت گذشتی به مانند حبیب ولی نگذاشتی آب از آب در دل مومن دیگری تکان بخورد وقتی نصف پس اندازت را به رفیقت دادی و خودت در خانه ای کوچک ولی عاشقانه و صمیمانه زندگی کردی
آری!درست است،تو و زندگی ات نمونه بارزی از مکتب کربلا هستید و حتما بخاطر همین هست که هر وقت به تصویرت نظاره میکنم کربلا در نظرم تداعی میشود
حمید جان رفتی ولی از خود میراثی به ودیعه گذاشتی که تا سالیان سال از تو به نیکی یاد خواهد شد
پ.ن:پیشنهادم به اونایی که یه عمر تو فکر این هستن که چه جوری زندگیشونو عاشقانه تر یا پر محبت تر کنن اینه که کتاب " #یادت_باشد " رو حتما حتما حتما خریداری کنن و بخونن زیاد وقت گیر نیست خوندنش حتی با روزی بیست دیقه خوندن این کتاب هم سیر تفکرات عوض میشه حتی حال دل و جان آدمی رو شاد میکنه. " مجنون "
5/9/1397
ما را در سایت میراث گرانبهای آدمی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 86