بعضی ها میگویند چارۀ کار ایجاد روابطی با غیر همجنس است بدون پیوندی متعهدانه، اما این خود در حکم کود و سمی مضر برای گیاهیست که ریشه اش در حال خشکیدن است و شما فقط برگ و ساقه و تنه گیاه را نجات میدهید و هیچ راه مقابله ای برای نجات دادن ریشه ندارید.
اما قطعاً آنچه که این روزها در جامعه باب شده است را پیشنهاد میکند، ازدواج سفید را میگویم که باید گفت مهلک تر از این سم و کود دیگر تولید نشده است...
تنها راه نجات انسانی که خطر نابودی او از همه زمانها برای او نزدیکتر است ازدواج متعهدانه با یک فردیست که قدرت درک او را داشته باشد،قدرت اینکه نیازهایش را برطرف کند، از همه مهمتر اینکه او را امیدوار به آینده و زندگی بهتر کند را داشته باشد.
او قدم میگذارد برای یافتن این فرد تا در کنارش بتواند نفس بکشد، او برای انتخاب ان فرد مورد نظر باید ویژگی هایی در نظر بگیرد ویژگی هایی که بتواند هم او را رشد دهد و تکاملش دهد و هم امید را به هردوی آنها تزریق کند، پس ناچار است برای دستیابی به آن معیارهایی را برگزیند.
گاهی آنقدر می آیند و میروند که دیگر حتی ان ویژگی ها را فراموش کیگنید که چه میخواستید و از ادامۀ مسیر خسته میشوید، آنجا میگوئید دیگر هیچ چیزی نمیخواهم و از همه چیز دل کنده ام و میخواهم به همان زندگی قبلی خود ادامه دهم، بگذارید تنها بمانم، بگذارید نفس بکشم و ... بهتر بگیوم که دیگر امیدی به اینده خود ندارید و فقط میخواهید آنقدر نفس بکشید تا این زندگی به نقطۀ پایانش برسد و فقط از زندگی همین برایتان باقی مانده است و چیزی جز پایان زندگی را نمیخواهید.
این همان نقطۀ خشکیدن ریشه است که تمام آن خشک شده است غیر از ذره ای که همچنان سو سو زنان خود را نشان میدهد و میگوید هنوز مانده تا نا امیدی، اینجاست که امید به زندگی را به معنای واقعی تجربه خواهی کرد. آخر میدانید؟! باغبان باید کار بلد باشد، باغبان میداند کِی و کجا کود امید را در خاکمان نهادینه کند و نهالی با ریشه ای قوی را برایمان برگزیند.
این نهالی که باغبان برایمان انتخاب کرد و پیوندی عمیق و متعهدانه را بر تارک وجودیمان زد، جوانیست که در حال رشد با امید و آرزویی که برای آنچه که در وجودش است فقط محبت و وفادارای میخواهد، فقط وفاداری میخواهد و خیانت ریشه اش را میخشکاند و درخت تنومند، مرگش فرا میرسد و زمانی که آن درخت تنومند با آن همه ریشه بخشکد، غمی بزرگ را بر وجود آن نهال زیبا و جوان میگدارد که دیگر توان قیام نخواهد داشت.
امید آن نقطۀ عطفی است که زندگی را شکل میدهد و امیدوار بودن به باغبانی که خبره ترین باغبانیست که میشناسیم آن نقطۀ آغازیست که پایانش شیرین خواهد بود به شیرینی عسل.
مربوط به موضوع :
نویسنده محمدرضا فولادی (مجنون) در دوشنبه ۱۴۰۲/۱۲/۲۸ |
میراث گرانبهای آدمی...ما را در سایت میراث گرانبهای آدمی دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 13